محمد بيومي مهران ( مترجم : سيد محمد راستگو )

3

بررسى تاريخى قصص قرآن ( فارسى )

بخش نخست پيامبرى و پيامبران 1 . واژهء نبى و نبوت گفته‌اند واژهء « نبى » كه در اصل « منّبأ » و برگرفته از ريشهء « نبأ » است و نبأ به معنى خبر سودبخش دربارهء چيزى مهم و برجسته است ، هم مىتواند معناى فاعلى داشته باشد ، يعنى آنكه خبر و پيامى را از سوى خدا براى ديگران مىبرد ، و هم معناى مفعولى ، يعنى آن كه خدا او را به پيامبرى برمىگزيند و گيرندهء خبرها و پيام‌هاى خويش مىسازد . « 1 » و همين معنى مفعولى را ابن تيميه درست‌تر مىداند و مىگويد : « نبى اللّه » بودن پيامبر از اين روست كه خدا او را گيرندهء پيام‌هاى خود مىگرداند . « 2 » و گرچه ساختار نخستين نبى ، « نبىء » ( با همزه ) است . اما بيشتر با ديگرگونى همزه به « ى » به گونه « نبّى » ( با تشديد « ى » ) تلفظ مىشود . پاره‌اى نيز واژهء « نبى » را از ريشهء « نبوّة » به معنى بلندى و بزرگى و شرف و شكوه دانسته‌اند . « 3 » ساختار جمع آن

--> ( 1 ) . اين دوگانگى معناى فاعلى و مفعولى بيشتر با ساختار زبان عربى هماهنگ است و مقصود از آن اين است كه پيامبرى دو سوى و روى دارد : از يك سو گيرنده است ، گيرندهء پيام خدا ؛ و از ديگر سوى و روى رساننده ، رسانندهء پيام خدا به مردم ( مترجم ) . ( 2 ) . ابن تيميه ، النبوات ، قاهره 1346 ، ص 166 ؛ نيز بنگريد به : ابن حزم ، الفصل فى الاهواء و الملل و النحل ، قاهره 1964 ، 5 / 87 . ( 3 ) . محمد رشيد رضا ، الوحى المحمدى ، قاهره 1955 ، ص 37 ؛ تفسير طبرى 2 / 140 - 141 محمود شرقاوى ، -